کتاب این  یار مهربان بخشنده  اما ، بدون توقع و چشم داشت 

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی سبز سرخ، در این یاد داشت: از یار مهربانی  می گویم که کمتر کسی را  می توان  نام برد که روزگاری  با این یار  مهربان  آشنا  نشده و نباشد،  یار  مهربانی که بدون چشم داشتی بسیار بخشنده  و مهربان است ‌ ، در کودکی  ما را سرگرم می کرد با قصه هایش  و تصاویر قشنگش  بدون اینکه  خواندن  و نوشتن بدانیم  از بزرگترها می خواستیم برای ما بخوانند به ویژه  به جای لالایی و  قصه های شفایی،  کم کم که  الفبا  خواندن و  نوشتن یاد گرفتیم و  با ذوق  و شوق  کتاب های داستان را ورق می زدیم  و از اینکه  با صدا کشیدن و من و من  کردن  کلمات را  می خواندیم  خوش حال بودیم که  می توانیم کتاب داستان بخوانیم  در سن نوجوانی  دیگر  کتاب ها را بر اساس ذائقه و علاقه خودمان  انتخاب  می کردیم و می خواندیم ،  هر چند به  کتاب خواندن غیر درسی  علاقه داشتیم‌،  اما  با  آغاز  سال تحصیلی  که باید کتاب های درسی  را می خواندیم  کمتر به  سراغ کتاب های غیر درسی می رفتیم و بیشتر وقت ما  صرف کتاب های درسی می شد.
در سن جوانی هم  جز تعطبلات نوروزی و  تابستان ها  با ورود به دوره دبیرستان و سخت تر شدن  درس ها  باز هم مجبور بودیم بیشتر  وقت خود را صرف کتاب های  درسی کنیم  و بعد از  دوران. دبیرستان  عده ای هم  مشعول آماده شدن برای کنکور می شدند و کتاب های ویژه کنکور را می خواندند ،  وقتی وارد دانشگاه می شدند باز  کتاب های دتنشگاهی را  مطالعه می کردند و این یار مهربان  با وجود  اینکه  بعصی وقت ها  مورد بی مهری قرار می گرفت اما باز هم  در کنار ما بود  و  به ما  خدمت می کرد و آگاهی ما را نسبت به  مسائل محتلف ، علمی ، فرهنگی، هنری، ،ورزشی ، اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی  بیشتر می کرد ،
در سفر ها برای اینکه  طول  سفر  را کمتر حس کنیم مانند همسفر ،   همراه  و هم صحبت در کنار عده ای از ما بود.

حتی  زمانی که پول نداشتیم  کتاب   بخریم  از دیگران  قرض می گرفتیم و می خواندیم ‌‌،  بیشتر ما مردم در هر سنی که بودیم  یک زمانی را برای  کتاب خواتدن در نظر می گر فنیم ، کمتر خانه ای بود که  چند کتاب روی تاقچه نباشد بعضی از مردم هم  بر اساس نیاز  یک کتابخانه در خانه داشتند .
بعضی دیگر که به کتابخانه های عمومی  دسترسی داشتند عضو ‌کتابخانه می شدند و  از کتابخانه کتاب به امانت می گر فتند  و می خواندند . باید یادآوری کنم  خواندن کتاب های رمان علاقمندان  بیشتری به ویژه در میان دختران و بانوان داشت  و دست به دست می شد،  روزنامه ، مجله ، هفته نامه‌ و ماهنامه هم طرفداران  فراوانی داشت، آقایان  حتی جلوی تلویزیون  یک چشمشون به روزنامه بود .

حتی پایان سال در خانه روزنامه باطله فراوان بود و مادران  مشکل روزنامه باطله برای  پاک کردن شیشه ها نداشتند و سبزی فر وش ها از روزنامه باطله برای پیچیدن سبزی ها به جای نایلون و پلاستیک   استفاده می کردند که این کمکی بود به محیط زیست ما، اما کم کم با پیشرفت  فن آوری  و تولید تلفن  همراه  و به ویژه  اضافه شدن ، ویژه گی چند رسانه ای ، بی مهری به کتات در میان مردم ما  بیشتر و بیشتر شد و این بی مهری دامن  مطبوعات  ( روزنامه، مجله و…) را هم گرفت  و سرانه مطالعه در کشور نیز  به کمتر از ۲ دقیقه در روز  رسید و ما مردم  هر اطلاعاتی را می خواهیم از دهکده جهانی  و از طریق اینترنت  می گیریم چون در دسترس تر است و بطور کلی باید گفت :  پبشرفت فن آوری هر روز ما را  تنبل تر و راحت طلب تر کرد که برای سلامتی ما هم خطراتی به همراه دارد و حتی فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی  ما که دید و بازدید بود و کانون گرم خانواده ها را نیز تحت تاثیر قرار داده تا جایی که اعضای خانواده را از هم دور کرده است و هر کسی  سرش در گوشی خودش است و  ساعت ها  بدون توجه به اطرافش مشغول  علاقمندی های خود در شبکه های اجتماعی است، هرچند نمی توان آثار مفید فن آوری های جدید را  انکار کرد اما  درست و به اندازه استفاده کردن آن ها  هم مهم است.

باید یادآوری کنم، ما هر چه قدر از این یار مهربان دوری کنیم  شادی و نشاط هم از ما دورتر می شود باید دوباره برگردیم  به فرهنگ  کتاب و کتابخوانی  و کتاب های  خوب را خوب بخوانیم  هر چند هزینه های زندگی  کمتر اجازه خرید کتاب را به ما می دهد اما با افزایش کتابخانه های عمومی در شهرها و روستا ها این امکان را فراهم  می کنند تا کتاب را  امانت بگیریم و این  یار مهربان را هیچ  وقت فراموش نکنیم و  کتاب خواندن را که یک نیاز است عادت خود قرار داده  و به نسل های آینده انتقال دهیم.