سید بهنام مهردل ،مدیرکل آموزش فنی وحرفه‌ای استان مازندران در این یادداشت به مناسبت آغاز هفته ملی مهارت درباره نظریه زوجیت بنیاد ایران ماهر نوشت.

 

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی سبز سرخ،
سید بهنام مهردل مدیرکل آموزش
فنی وحرفه‌ای مازندران در این یادداشت درباره نظریه زوجیت ایران ماهر نوشت.

در نظام فکری مارکس، دیالکتیک تضاد، موتور محرک تاریخ و روابط اجتماعی معرفی می‌شود؛ جایی که کارگر و کارفرما، در کشاکشی پایان ناپذیر، هر یک دیگری را قربانی منافع خویش می‌بینید. اما رهبر شهید، در آخرین دیدارشان با کارگران ایران، در برابر این جهان‌بینی ستیزه جو، نظریه‌ای دیگر را برکشیدند؛ نظریه‌ای که ریشه در عمق خلقت انسانی دارد: «زوجیت». ایشان با تکیه بر اصل قرآنی «خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا»، فرمودند که قانون حاکم بر هستی، همراهی و هم‌افزایی است، نه دشمنی و جدایی. این نگاه، نه تنها روابط کار را از دایره تقابل خارج می‌سازد، بلکه چشم‌اندازی تازه از همکاری مبتنی بر منافع مشترک را می‌گشاید؛ چشم‌اندازی که در آن، هر دو سوی رابطه، نه در برابر هم، که در کنار هم، به پویایی و بالندگی می‌رسند.

کلید تحقق این نظریه در عرصه عمل، چیزی نیست جز «مهارت». همانگونه که آن شهید عزیز فرمودند، وقتی کارگری در کار خویش ماهر می‌شود، محصولی مرغوبتر و برجسته‌تر پدید می‌آورد که سود آن، هم به کارگر باز می‌گردد و هم به کارفرما. مهارت، حلقه گمشده‌ای است که منافع به ظاهر متضاد را به هم می‌دوزد و رابطه‌ای صرفاً مبادله‌ای را به مشارکتی ارزش آفرین بدل می‌کند. در سایه مهارت، کارگر از حاشیه یک نیروی مصرف شدنی به مرکز یک سرمایه راهبردی ارتقا می‌یابد و کارفرما نیز درمی‌یابد که بهترین راه سودآوری، سرمایه‌گذاری بر توانایی نیروی انسانی است؛ آنگاه است که دیوار بی‌اعتمادی فرو می‌ریزد و به جای آن، پلی از احترام متقابل ساخته می‌شود.

اما نظریه زوجیت، تنها در محدوده کارگاه و کارخانه خلاصه نمی‌شود؛ این نظریه، در تمامی لایه‌های نظام مهارت‌آموزی کشور نیز جاری و ساری است. در زیست‌بوم آموزشهای فنی و حرفه‌ای، چه در بخش دولتی و چه در آموزشگاههای آزاد، این نظریه، روابط افقی و عمودی را از رقابتی سرد به همراهی گرم مبدل می‌سازد. سازمان فنی و حرفه‌ای کشور به‌عنوان متولی سیاستگذاری، و آموزشگاههای آزاد به عنوان بازوان اجرایی، نه رقیب، که دو بال یک پرنده اند که با همافزایی هم، اکوسیستمی پویا می‌آفرینند. از سوی دیگر، رابطه دولت با انجمنهای صنفی و کانونهای کارفرمایی، دیگر از جنس «دستور و اطاعت» نیست، بلکه به مشارکتی استراتژیک بدل می‌شود که در آن، نقد منصفانه و همدلی راهبردی، به بهبود مستمر کیفیت می‌انجامد. و در اوج این هماهنگی، خیرین مهارت، با اهدای زمین و امکانات، چهره انسانی این نظریه را به تصویر می‌کشند و نشان میدهند که سرمایه‌گذاری مادی، وقتی با عشق به توسعه انسانی گره می‌خورد، از هر تضادی فراتر می‌رود و به زیباترین شکل زوجیت، یعنی همدلی بی چشمداشت، تجلی می‌یابد.

این نظریه، در نهایت، به برنامه «ایران ماهر» پیوند می‌خورد؛ کشوری که در آن، نظام مهارت‌آموزی نه بر پایه رقابت مخرب، که بر ستون همکاری سازنده استوار است. اینجا، دولت، بخش خصوصی، انجمن‌های صنفی و خیرین، هر یک به‌مثابه «زوج»هایی در یک پیکره واحد، برای تعالی ملی گام برمی‌دارند. رهبر شهید به ما آموختند که کار، ستون اصلی دوام زندگی است و ما امروز، با درک عمیق این نظریه، می‌دانیم که برای استوار کردن این ستون، باید روابط مان را بر پایه «زوجیت» بنا کنیم و مهارت را، به‌سان چسبی مقدس، میان همه ارکان این نظام بگسترانیم. میراث آن شهید فرزانه، دعوتی است به ساختن ایران فاخر با دستان ماهر؛ ایران که در آن، هر کارگر، هنرمندی والا و هر کارفرما، همسفری ارزش آفرین است و در سایه این هماهنگی شگرف، ناممکن ها ممکن می‌شوند. و این چنین است که «ایران ماهر»، با تکیه بر نظریه زوجیت و همدلی همه ارکان مهارت‌آموزی، به مقصد نهایی خود خواهد رسید؛ مقصدی که در آن، هر تلاشی پاس داشته می‌شود و هر استعدادی به شکوفایی می‌رسد.
پایان پیام/
سکینه رضائیان سمسکنده